راهی برای موفقیت تیم ملی فوتبال ایران (تصویری)

راهی برای موفقیت تیم ملی فوتبال ایران (تصویری)
[تصویر: c1b18e81ee3fb0c86a9fa5829e9df407.jpg]

انــواع ازدواج هاي پـيـشـنـهـادي

*راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج
موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده
هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی
را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند** *

*انواع ازدواج های پیشنهادی**:
* **ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است**..
* **ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای
تفریح زن دیگری بگیرد**.
* **ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به
بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی،
به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش
اقدام کند**.
* **ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد.
بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد**.
* **ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید**.
* **ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد**.
* **ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد
پوست**.
* **ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد**.
* **ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد**.
* **ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی
گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد**.*

ديگه گذشت اون زمون كه آدمها همديگرو دور ميزدن / حالا ديگه قشنگ از روي هم رد ميشن !!

    7 رازی که خانم ها دوست ندارند اقایون بدانند!

 

7 رازی که خانم ها دوست ندارند اقایون بدانند!

 

 

آيا تابه حال به اين فکر کرده ايد که در ذهن خانم ها چه مي گذرد؟ آيا مي دانستيد که گاهي اوقات منظور خانم ها آن چيزي نيست که بر زبان مي آورند؟ آنها ممکن است چيزي به زبان بياورند و منظورشان دقيقاً برعکس آن باشد. اما خانم ها واقعاً چه مي خواهند؟ در اين مقاله رازهايي را برايتان فاش مي کنيم که خانم ها اصلاً دوست ندارند شما آنها را بدانيد!




بلوندها هميشه هم خنگ نيستند. اگر فکر مي کرديد که همه بلوندها خنگ هستند بايد بگويم که کاملاً در اشتباهيد. رنگ مو ارتباطي با هوش ندارد. آنها فقط خودشان را خنگ جلوه مي دهند که جذاب تر و بانمک تر به نظر برسند و شما پول بيشتري خرجشان کنيد. و اگر شما اين کار را بکنيد آنوقت بايد بگوييم که خنگ شما هستيد نه آنها!



خانم ها به حد مرگ حسودند. شايد انکار کنند اما واقعيت اين است که شديداً حسادت مي کنند اگر طرفشان با يک زن ناشناس يا حتي يک دوست حرف بزند. شايد طور ديگري خود را نشان دهد اما مطمئن باشيد که شعله هاي حسادت درونش زبانه مي کشد.



من چاقم؟ مطمئنم که اين جمله تابه حال چندين و چند بار به گوشتان خورده است اما اجازه بدهيد خيلي راحت قبول کنيم. خانم ها هرچقدر هم که لاغر باشند به هيچ وجه خودشان را لاغر نمي دانند. تقريباً همه خانم ها عادت دارند که هر لباسي که مي پوشند قبلش بپرسند که چاق نشانشان مي دهد يا نه.



هميشه درمورد خريدهايشان دروغ مي گويند. ممکن است براي خريد موادغذايي بيرون رفته باشند اما مطمئناً براي خودشان هم يک چيزي مي خرند. بعد سعي مي کنند يا آنرا پنهان کنند يا درمورد قيمت آن دروغ بگويند.



هيچ رازي را با آنها درميان نگذاريد. تقريباً همه خانم ها هر رازي که به آنها بگوييد را با دوستانشان هم درميان مي گذارند. اگر اينکار را نکنند آنوقت وقتي براي ناهار بيرون مي روند يا براي خوردن چاي دور هم جمع مي شوند حرف کم مي آورند. اين مسئله حتي درمورد خصوصي ترين رازهايتان هم صدق مي کند (اميدوارم متوجه شده باشيد منظورم چه رازهايي است).



چه کفش هايي پايتان است؟ بله واقعيت دارد، خانم ها مردها را از روي کفش هايشان مي سنجند. پس بهتر است دفعه بعد که بيرون رفتيد، کفش هاي شيک تر و تميزتري بپوشيد.



وقتي خيانت کنيد مي فهمند. سيستم عاطفي و احساسي خانم ها آنقدر قوي است که وقتي خيانت کنيد سريع به آنها انتقال مي دهد. هرچقدر هم که در اينکار خبره باشيد اما مطمئن باشيد که از چشم او پوشيده نمي ماند.

"" عشق یعنی استخوان و یک پلاک سالها تنهای تنها زیر خاک...""

"" عشق یعنی استخوان و یک پلاک
سالها تنهای تنها زیر خاک...""

دربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــِیِ

دوباره یه لیگ دوباره دربی

دوباره تو سر هم زدن شروع شد که کی میبره کی میبازه اوه یادم رفت شاید هم مساوی شد.

اخه چرا مگه این دو تا تیم از بارسلونا و رِئال مادرید بهترن یا سطح لیگ ما بالا تره که اینجوری شورش میکنن

یارو از زاهدان بلند میشه میاد میگه به عـــــــشـــــــــق استقلال یا پرسپولیس بهد از بازی هم با کلی دعوا گریه میرن خونه  اونم اگه بلیط گرون گیرشون بیاد مگه چه خبره

بشین تو خونه راحت بازی نگاه کن باشه

ادامه دارد...........

تست ازدواج ویژه دختر و پسر مجرد

تست ازدواج ویژه دختر و پسر مجرد


 
تست ازدواج
ادامه نوشته

10 راه برای شاد شدن فوری

10 راه برای شاد شدن فوری


10 راه برای شاد شدن فوری


1. در خانه تان تاب ببندید. هیچ چیز مفرح تر از داشتن یک تاب در حیاط خانه نیست. دوستان، همسایه ها و حتی غریبه ها ممکن است بیایند و بخواهند با شما بازی کنند. یک روز مادری با دو بچه کوچکش وارد خانه ما شدند. نمی توانستند من را ببینند اما من صدای زن را شنیدم که به بچه هایش می گفت، "نگاه کنید اینجا خانه همان زنی است که تاب دارد. اون خیلی زن باحالیه!"

2. سنت های خودتان را داشته باشید. چرا باید سبزی پلو با ماهی شب عید کنار همه اعضای خانواده را فقط یکبار در سال بخورید؟ همه همیشه می گویند، "بیشتر از اینها باید دور هم جمع شویم و از این مراسم ها داشته باشیم." ما خودمان سه بار در سال همچنین مراسمی می گیریم و سبزی پلو با ماهی را با همه متعلقاتش که شب عید درست می کنیم، آماده می کنیم و کنار هم جمع می شویم و شبی خوب و خاطره انگیز برای خودمان درست می کنیم.

3. شیرینی ای شکلاتی درست کنید و بی دلیل آنها را به یک غریبه هدیه کنید. وقتی از منطقه امن خودتان بیرون بروید می توانید ارزشمندترین لحظات زندگی را برای خودتان بسازید. خاطره انگیزترین هدیه همیشه غیر منتظره ترین آنهاست. وقتی یک ظرف شیرینی شکلاتی به کسی هدیه کنید، لبخندی که روی لبهای فرد مقابل می نشیند واقعاً شگفت انگیز است. آنجاست که می توانید کلی با آن غریبه حرف بزنید و بخندید و لحظاتی را بسازید که هیچکدامتان فراموشتان نشود.

4. خودتان را مسخره کنید و بخندید. دفعه بعد که کاری خجالت آور انجام دادید آن را پنهان نکنید. آن را برای دوستان و اعضای خانواده تعریف کنید و با هم دقایقی را بخندید و شاد باشید.

5. بزرگترین و پر سر و صداترین مشوق خود باشید. من نامه ای برای خودم نوشتم و در آن همه خصوصیات و ویژگی های خوبم را یادداشت کردم و توضیح دادم چرا می توانم دوست خیلی خوبی برای هر کسی که دنبال دوست است، باشم. اول خجالت می کشیدم که از خودم تعریف کنم اما اگر خودم خودم را تحسین نکنم چطور می توانم از دیگران انتظار داشته باشم ویژگی های خوب من را ببینند؟

6. اجازه ندهید آتش نشان زیرتختتان خانه کند. چه می شد “اگرها” را دور بریزید. اگر قرار است ساعت 3 نصفه شب آتش سوزی برایتان اتفاق بیفتد، باید تمرین کنید (مثل تمرین های استفاده از کپسول آتش نشانی که در مدرس انجام می دادیم درحالیکه جایی آتش نگرفته بود). وقتی دچار ترس یا اضطراب می شوید، من همیشه این جمله را به یاد می آورم، "یک نفر باید وقتی بچه بودم این را به من می گفت." این شعار هیچ ارتباطی به ترس من ندارد اما باعث می شود چرخه های نگرانی من متوقف شوند چون قبل ازاینکه بحران پیش بیاید من آن را تمرین کرده ام.

7. کهنه ها را دور بریزید تا جا برای چیزهای جدید داشته باشید. من در یک خانه قدیمی زندگی می کنم. شاید رمانتیک به نظر برسد و البته هم اینطور است اما تازمانیکه بخواهید جایی برای نگه داشتن چیزی پیدا کنید. فقط با داشتن چهار کمد کوچک و نبود انباری هر چیزی جای خودش را دارد. قاعده ای که دنبال می کنم این است که اگر چیز جدیدی بخرم، یک چیز قدیمی را باید دور بیندازم. این فرمولی است که باعث می شود بتوانم زندگیم را متعادل و متوازن نگه دارم چون باعث می شود این سوال را از خودم بپرسم، "واقعاً چه چیزی برایم مهم است؟"

8. شکافهای شخصیتتان را قبول کنید. من فهمیده ام که من کمی عجیب هستم. شخصیت من جنبه های گیج کننده ای دارد و گاهی اوقات می بینم که دلم می خواهد دور بریزمشان. اما بعد یاد این قسمت از یکی از ترانه های لئونارد کوهن می افتم که میگوید، "هر چیزی شکاف هایی دارد که از همانجا نور وارد آن می شود." پس بااینکه ممکن است خیلی ها این جنبه های خاص شخصیت من را شکاف هایی در شخصیم بدانند، آن نوری که از آن شکاف ها واردم می شود باعث می شود فردی خلاق و به نظر خودم جالب باشم.

9. برای یکی یادداشت بگذارید. وقتی کاری کنید که یکی از دوستانتان بفهمد که به او فکر می کرده اید باعث می شود لبخندی روی لبهای او و البته خودتان بیاورد. خیلی وقت ها ایمیل های کوتاهی مثل این به دوستانم می زنم، "دیروز که برای خرید رفته بودم یک بلوز آبی خیلی خوشگل دیدم، من را یاد بلوزی که پارسال برای ناهار بیرون رفته بودیم پوشیده بودی انداخت. آبی خیلی به تو می آید سعی کن بیشتر آبی بپوشی!" شاید وقتی ایمیل را بفرستم احساس عجیبی به من دست بدهد اما نوشتن آنها لبخندی روی لبهایم می آورد و می دانم برای دوستم هم همینطور است.

10. اشکالی ندارد اگر گاهی اوقات قوانین را بشکنید. قانونی که موقع بچگی در خانه ما بود این بود، "اگر کاری را شروع کردی باید تمامش کنی." به خاطر همین بود که همیشه در کتابخانه کتاب های نازک را برای خواندن انتخاب می کردم. اما الان که بزرگ شده ام اگر کتابی را دوست نداشته باشم خیلی راحت دست از خواندن آن بر می دارم. خیلی وقت ها هم کمی از اول کتاب می خوانم، کمی از آخر آن و کمی از وسط.این کتاب متعلق به خودم است چرا نباید اینکار را بکنم؟ هیچ قانونی وجود ندارد. برای این آن کتاب را می خوانم که از آن لذت ببرم پس هر طور که بیشترین لذت را ببرم آنرا می خوانم.

تست هوش

  یک معما از دکتر حسابی – ساعت اشتراکی


 

تست هوش: یک معما از دکتر حسابی – ساعت اشتراکی
سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند. قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند تا آن ساعت را خریداری کنند…

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده. این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان

شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)
حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود
این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان
هزار تومان باقیمانده کجاست ؟


جواب در ادامه .........
ادامه نوشته