تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير

 تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.
براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است! 
 
اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.
 
 
تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.
 
ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.
 
 
مثال بعدي سوئيس است.
 
كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سوئيس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.
سوئيس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سوئيس).
 
 
افراد تحصيلکرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.
 
 
نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد و فعال تبديل مي‌شوند.
 






 
پس تفاوت در چيست؟
 
 
تفاوت در رفتارهایي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.
 
وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:
 
 
.1اخلاق به عنوان اصل پايه
.2وحدت
.3مسئوليت پذيري
.4احترام به قانون و مقررات
.5احترام به حقوق شهروندان ديگر
.6عشق به كار
.7تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
.8ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده
.9نظم‌پذيري
اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.
 
 
در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود 
 
کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است
 
کسی که  اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت
 
 کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند
 
انسانهای منظم افراد خشک وبیحال هستند
 
همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله
و.........
 
 
بیایید از خودمان شروع کنیم
 و از همین لحظه
 
 
ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.
 
ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.
 
ما براي آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.
 
 
اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد:
 
اتفاقي براي شما نمي‌افتد،
از محل كارتان اخراج نمي‌شويد،
هفت سال بدبختي بر سرتان آوار نمي‌شود
و مريض هم نخواهيد شد.
 
 
 
اما اگر ميهن خود را دوست داريد،
 
اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغيير كرده و عمل كنند

                               کمی تامل کنیم



When the egg breaks by an external power, a life ends

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می­شکند، یک زندگی به پایان می­رسد
.

گروه اینترنتی قلب من | galbeman yahoo group



When the egg breaks by an internal power, a life
begins

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیروئی از داخل می­شکند، یک زندگی آغاز می­شود
گروه اینترنتی قلب من | galbeman yahoo group


Great changes always begin with that internal
 power


تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود

آيا مي دانيد

آیا می دانید: تا قبل از حکومت صفوی ها در ایران بیش از نود درصد جمعیت ایران سنی مذهب بوده اند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت هم اکنون بين 13 تا 17 در صد جمعیت ايران را تشكيل مي دهند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت دومين اكثريت مذهبی ايران هستند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت در پيروزي انقلاب اسلامي سهم به سزايي داشته اند؟
آيا مي دانيد:اهل سنت در طول دوران دفاع مقدس بسياري از فرزندان خود را فداي خاك ايران كرده اند؟
آيا مي دانيد: در انتخابات سه دهه گذشته انقلاب اهل سنت بالاترين میزان مشاركت را داشته اند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت اكثرا در نوار مرزي كشور زندگي مي كنند و مرزبانان ايرانند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت بيشترين محروميت در كشور را متحمل مي شوند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت بزرگترين قربانيان خشونت عليه مذهب در ايرانند؟
آیا می دانید: بعد از انقلاب ایران برخی مساجد و مدارس علوم دینی اهل سنت در ایرات تخریب شده اند؟
آیا می دانید: از ابتدای انقلاب تا کنون علمای بسیاری از اهل سنت توسط جمهوری اسلامی ایران به شهادت رسیده یا به زندان افتاده اند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت در كشور اسلامي ايران طبق تصريح قانون اساسي نمي توانند رهبر ايران شوند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت در كشور اسلامي ايران طبق تصريح قانون اساسي نمي توانند رئيس جمهور شوند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت ايران در طول سه دهه گذشته انقلاب حتي يك پست وزارت را عهده دار نبوده اند؟
آيا مي دانيد: اهل سنت در صداوسيماي جمهوري اسلامي كه از مال بيت المال اداره مي شود حتي يك برنامه چند ثانيه ای هم ندارند؟
آيا مي دانيد: سالانه چندين برنامه توهين آميز به اعتقادات اهل سنت از صدا و سيما جمهوري اسلامي پخش مي شود؟
آيا مي دانيد: اهل سنت با وجود جمعيت چند صد هزار نفري ساکن در پایتخت ایران حتي يك مسجد در تهران ندارند؟ در صورتی که کلیسا، معبد و آتشکده به وفور در تهران یافت می شود؟
آيا مي دانيد:با گذشت سه دهه از عمر انقلاب اهل سنت ايران فقط و فقط توانسته اند امتیاز یک نشريه سراسري (ندای اسلام ـ دارالعلوم زاهدان) را از وزارت ارشاد کسب کنند و ديگر به هيچ سنی ای اجازه چاپ نشريه داده نشده است.
آيا مي دانيد: اهل سنت ايران حتي يك روزنامه هم ندارند؟
آيا مي دانيد:اهل سنت ايران اجازه برگزاري هيچ گونه اجتماع سراسري را ندارند؟

ارتقا از مدیر به رهبر

دنیای کسب و کار شاهد مهندسانی بوده که توانسته اند در عرصه رهبری بسیار موفق عمل کنند؛ شاید معروفترین آنها جک ولش رهبر بازنشسته جنرال الکتریک بوده است. درباره موفقیت رویایی او کتابهای زیادی نوشته شده که در یکی از بهترین آنها، رازهای موفقیت وی چنین برشمرده شده است:
▪ ولش مدیریت بهتر را همان مدیریت کمتر می داند؛
▪ او مایل است به کارکنان خویش قدرت و اختیار کافی دهد تا مسایلشان را خود حل کنند؛
▪ او ترجیح می دهد با واقعیتها روبرو شود و از تبعات آن واهمه ای ندارد؛ ولش بر اهمیت فرهنگ سازمانی واقف است و در ایجاد و بهره گیری مناسب از آن مهارت دارد؛
▪ از تغییر استقبال می کند و حتی در آن پیشتاز سایرین است؛ تغییرات به او تحمیل نمی شود، بلکه او آنها را خلق می کند.
مسلماً برای رسیدن به ویژگیهای رهبری (نظیر مواردی که در بالا ذکر شد)، لازم است تا با تغییر برخی فرایندهای فکری قدیمی، فرایندهای فکری تازه ای به کار گرفته شود. علاوه بر این، الگوی رفتاری جدیدی اجرا شود و الگوهای رفتاری قدیمی با شرایط جدید سازگار شود. این تحولات فکری و رفتاری، می تواند در قالب یک سیر تغییر از مشارکت کننده ای ساده تا مدیر و از مدیر به رهبر اتفاق بیفتد. برای رسیدن از مدیریت به رهبری، باید یک بار دیگر بر تفاوتهای مدیر و رهبر تامل کرد؛ شاید معروفترین جمله در این رابطه این باشد که مدیر، کار را به طرزی درست انجام می دهد، در حالی که رهبر، کار درست را انجام می دهد.
عبور از جاده مدیریت به سمت رهبری، به غیر از تامل درباره ویژگیهای رهبری با طی چهار مرحله رشد میسر است – که حتی عدم موفقیت در آن آموزه های زیادی در بر دارد:
● استاد و مراد خود را پیدا کنید (و خود نیز در نقش استاد ظاهر شوید): با مطالعه در مورد رهبران موفق می توان دریافت که آنها در کار و رویاهای خود از افرادی تاثیر پذیرفته اند. شاید بتوان گفت که حتی افراد توانمند هم بدون استاد، مجال نشان دادن توانائیهای خویش را پیدا نمی کنند؛ پس با دقت فردی را به عنوان استاد خود انتخاب کنید تا در این سفر شما را راهنمایی کند. شما باید به خوبی این فرد را بشناسید و هر دو بینشی مشترک نسبت به جهان داشته باشید. این چشم انداز به شما کمک می کند که در ارتباطات استاد – شاگردی خود احساس پیوستگی و راحتی کنید. در همین زمان، شما می توانید استاد فرد دیگری نیز باشید و آموخته های خود را به او بیاموزید و بااین کار، درک بهتری از این نوع ارتباط پیدا کنید! به مرور زمان که در دو نقش استاد و شاگردی به موفقیــت بیشتری دست یافتید، می توانید بیش از یک استاد و شاگرد داشته باشید. این ارتباطات در توسعه و به کارگیری مهارتهای رهبری به شما کمک می کند. زیرا در این موقعیت بازخورهایی صادقانه از افراد مورد اعتمادتان را دریافت می کنید که در اصلاح رفتار به کارتان خواهد آمد.
● همین جا و حالا رهبری کنید: کار را به تعویق نیندازید و با ترسهای خود روبرو شوید. ممکن است به عنوان یک مدیر میانی که قدمهای موفقی را تاکنون برداشته است، ترسهایی داشته باشید: من رهبر این گروه خواهم شد، اما زمانی که شرایط الف و ب را در برداشته باشم یا مطمئن نیستم که افراد مرا به عنوان رهبر جدی بگیرند یا رهبران واقعی این کار را بسیار سهل و روان انجام می دهند، در حالی که من با دغدغه ذهنی این کار را انجام می دهم»: همه اینها در ابتدای ارتقا از مدیر به رهبر طبیعی است.
برای تسلط بررفتــارهای جدید تلاش کنید و آنها را عملاً تجربه کنید؛ مانند یادگرفتــن دوچرخه سواری که در ابتدا ضربات و زخم هایی ایجاد می شود و هنوز کسی راه حلی برای آن پیدا نکرده است برای نقشهای رهبرگرایانه داوطلب شوید و به عنوان عضوی از یک گروه مهارتهای رهبری خود را نشان دهید. با توانائیهای کنونی شروع کنید و آرام آرام وارد حوزه های جدید شوید. اگر مشکلی پیش آمد، با یک استاد صحبت کنید. ممکن است آن فرد عقاید و دیدگاههایی داشته باشد که شما نسبت به آن آگاهی ندارید. انتظار لغزشها و موانع را در مسیر خود، داشته باشید. به بهبودهای خود توجه کنید و از آنها بیاموزید. جرئت و شجاعت خود را در جلورفتن تحسین کنید.
● پیشرفت خود را ارزیابی و تنظیم کنید: به مرور زمان پیشرفت می کنید. قدم بعدی توجه به این پیشرفت و زمانبندی منظم آن است؛ پس از گذشت یک ماه، وقایع و پیشامدها را بازبینی کنید. اگر کارها به خوبی پیش می رود، می توانید همان طور ادامه دهید. اگر این طور نیست، کارها را دقیقاً تنظیم و بازتعریف کنید. اگر وقایع مطابق میلتان نبود، خود را سرزنش نکنید؛ چالشها و آشفتگی ها قسمتی از کار شما هستند
● یادبگیرید، از قیدها رها شوید و رشد کنید: ارتقا از مدیر به یک رهبر، مانند هر فرآیند تغییر دیگری، یک تجربه یادگیری است. هر واقعه بخشی از فرآیند یادگیری است و باید در مورد آن فکر کرد و آن را پذیرفت: من یاد می گیرم که چگونه در چالشهای جدید بیشتر شبیه یک رهبر رفتار کنم. اگر افراد توانایی روبروشدن با ترسهای خویش را داشته باشند و فشارهای محیطی هم خیلی قوی نباشند، فرد می تواند دگرگون شود و رشد کند. این موضوع مستلزم انعطاف بیشتر و رهاکردن برخی چیزها در بین راه است. در این قدم می توان یاد گرفت، توسعه و رشد پیدا کرد. هنگامی که توسعه می یابید و به موفقیتهای بزرگ نائل می شوید، می آموزید که این کارها را بااتکاء به توانائیهای خود انجام داده اید. نتیجه مثبت این توسعه، گسترش افقهای فکری و توانائیهای شما است. طی کردن این مسیر، حتی اگر موانع و شکستهایی را در مواقع مختلف تجربه کنید، ارزشمند است؛ و حتی اگر نتوانید آن طور که تصور کرده اید، رهبری کنید، باز هم ارزش دارد!

۴ فاکتور موفقیت شغلی

بـرای داشـتن شرکتی موفق باید استعداد، طرز برخـورد، و اهـداف مخـتــلف در نظر گرفته شود. بیشتر افراد معمولا از مـقـوله تـبـلیغـات چــشم پوشی می کنند، در حالیکه این مــورد بخصوص خود یکی از عوامل مهم بموفقیت رساندن بسیاری از بزرگان امر تجارت می باشد.
برای رسیدن بـموفقیت باید خود را با تمام وسایل موفقیت افـراد حـرفه ای مـــجهز کنید. البته منظور ما این نیست که تمام درها و دیوارهای دفترکار خود را با مدارک دانشگاهی و افـتخارات تحصیلی و آموزشگاهی پر کنید. داشتن دیپلم های جور واجور چیز خوبی است، اما به شما هیچ کمکی نمی کنند که بتوانید بازده کاری را بالا ببرید و فرد کارآمدی جلوه کنید.
شما نیاز به چیزهای بیشتری دارید؛ در جهانی که ظواهر همه جا را احاطه کرده اند، لوازم جانبی و طریقه استفاده از آنهاست که موفقیت و شکست شما را نمایان می سازد. چنین امکاناتی به اندازه تحصیلات مهم هستند.
● به حساب آوردن مسائل جزئی
موکلین پر توان، کارفرما، مشتری، رؤسا به دنبال فرد فعالی هستند که توانایی عمل کردن را داشته باشد. این توانایی به منزله نقطه عطفی در زندگی به شمار میرود و باعث ایجاد تمایز بین شما و سایرین شده در آخر نیز برایتان شهرت و شکوه را به ارمغان می آورد. من نام این قبیل نکات را "کیت موفقیت شغلی" گذاشته ام. شما نباید هیچ گاه منزل خود را بدون آنها به مقصد کار ترک نمایید.
شاید هزینه تهیه برخی از آنها از سایرین کمی بیشتر باشد؛ اما این موارد جزء سرمایه گذاریهایی هستند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. برای اینکه شبکه ارتباطی شما به درستی پی ریزی شود، باید تمام تجهیزات لازم برای برقراری ارتباط را به همراه خود داشته باشید.
● ۴ وسیله مورد نیاز یک تاجر
به خاطر داشته باشید که ۴ وسیله ذکر شده در این بخش نقش مهمی را در موفقیت شغلی فرد ایفا می کند. سعی کنید همیشه یک دست کت شلوار شیک بپوشید، کفش های واکس زده به پا کنید و یک کیف سامسونت به دست گیرید. البته این موارد جزء اولویت های مقدماتی هستند و بعد از آن نیز موارد زیر را که به نام "۴ شگفت انگیز" مشهور هستند، رعایت کنید.
▪ کارت ویزیت
کارت های ویزیت برگ برنده هر موسسه بزرگ بازرگانی به شمار می روند. آنها به عنوان شناسنامه و برگ تعیین هویت و اصالت کارخانه ها هستند. و از آنجایی که چهره شغلی باید کمی محافظه کارانه باشد به همراه داشتن کارت انتخاب زیرکانه ای است. به عبارت دیگر : آنرا جدی بگیرید.
به نکات اساسی توجه کنید (مثل نام، عنوان، نام شرکت، و شماره تلفن و آدرس و پست الکترونیک) در حالی که رویدادهای ناخواسته را نیز کنترل می کنید. (مثلا کارت شما نباید تا شود و یا لکه های چربی بر روی آن ریخته شده باشد.) در انتخاب نوع کاغذ نیز دقت کنید و از خود خساست به خرج ندهید. به خاطر داشته باشید که چون کارتها می توانند ساختمان شغلی شما را پا بر جا نگه دارند به همین دلیل باید یک کاغذ با کیفیت انتخاب کنید، مثل کتان. این یک اجبار است. همچنین مطمئن شوید که جنس آن طوری است که به راحتی می توان روی آن نوشت.
اجازه دهید که دیگران از شما درخواست ارائه کارت کنند و همینطوری یکدفعه کارت های خود را به آنها ارائه نکنید. کارت های خود را باید درون یک جعبه درجه یک قرار دهید و کارت هایی را که دیگران به شما می دهند هم درون همان جعبه بگذارید. با این کار نه تنها آنها را گم و گور نمی کنید، بلکه افرادی که شما از آنها کار دریافت کرده اید، احساس می کنند که شما برایشان اهمیت خاصی قائل هستید.
▪ کار پیرا (اُرگنایزر)
چه همان صورت جلسه های سنتی را ترجیح دهید چه یک ارگانایزر دیجیتالی، به هر حال هر کسی نیاز به چیزی دارد تا از آن طریق بتواند اطلاعات مهم را نگهداری کرده و قرارهای ملاقات مهم آینده را نیز در آن ذخیره کند. هر چند استفاده از تکنولوزی جدید فواید خاص خود را داراست: به راحتی می توانید اطلاعات ضروری را دانلود کنید، و اگر دستگاه شما دچار اشکالی شود به راحتی قابل تعمیر و یا جایگزینی است. به شما اجاره می دهد که به راحتی اطلاعات مربوط به یک فرد خاص را به روز (آپدیت) کنید. جستجو در آن به راحتی انجام می پذیرد و شما می توانید دسترسی آسان به تمام اطلاعات داشته باشید.
به یاد داشته باشید که حتما به اندازه کافی حافظه جانبی خریداری کنید؛ یک شارژر در دسترس داشته باشید. یک نشان ثابت برای گروه بندی افراد مختلف انتخاب کنید. (مثلا نام/نام خانوادگی، نام شرکت و غیره.) اگر نگوییم تمام ارگانایزرها اما تعداد زیادی از آنها دارای ساعت هشداردهنده نیز می باشند، که شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید. در آ خر باید برنامه خود در آغاز هر صبح نگاه کوتاهی کنید و برنامه خود را مطابق با آن تنظیم نمایید.
▪ موبایل
جزء جدا نشدنی هر فرد حرفه ای تلفن همراه می باشد. این وسیله به شما امکان می دهد که در هر ساعت از روز و در هر کجا توانایی دسترسی به مشترکین خود را پیدا کنید. و نه تنها شما همیشه در دسترس خواهید بود، بلکه تلفن وسیله مناسبی است تا بتوانید شماره های ضروری خود را در حافظه آن ذخیره کنید. برخی مدل های جدید گوشی های تلفن همراه امکانات بیشتری از یک تلفن معمولی را به شما ارائه می دهند.
از شارژ موبایل خود اطمینان خاطر پیدا کنید تا خدای نکرده تلفن های ضروری را از دست ندهید. برای تلفن هایی که مکررا از آنها استفاده می کنید از حافظه صوتی استفاده کنید تا با ذکر نام افراد عمل شماره گیری انجام شود. و لطفا چند هزار تومان ماهیانه را پرداخت کنید تا تلفن شما به سیستم voice mail نیز مجهز گردد. شاید وقتی رئیستان به شما احتیاج پیدا می کند شما در حال رانندگی در داخل یک تونل باشید در اینجا تنها چیزی که به داد شما می رسد تلفن همراه است.
▪ خودکار با کلاس
خودکار شاید فقط یک خودکار باشد اما چه احساسی به شما دست می دهد اگر وکیل و یا یک حسابدار برگه های شما را با یک خودکار ۲۰۰ تومانی امضاء کنند؟ اصلا نیازی به گفتن نیست چرا که شما جذب فرد مورد نظر نمی شوید. خودکار شما به منزله امضای شماست و به همین دلیل شما باید این کار را با ظرافت کامل انجام دهید. برای مثال خودکار مونتبلانش یک انتخاب عالی است و جوهر آن نیز بر روی کاغذ پخش نمی گردد. هر وقت هم که جوهر آن تمام شد فقط کافی است مغزی را تعویض نمایید.
ـ راهنمای خرید خودکار ساده است:
۱) مدل های ظریفتر را خریداری کنید
۲) از آن در محل خنک نگهداری کنید (تا جوهر آن از بین نرود و پس ندهد)
۳) مطمئن باشید که می نویسد
خودکار شما همانند تلفن همراه زمانی که به آنها نیاز پیدا کنید، حرف اول را می زند. اضافه کردن یک امضای ظریف هنر دیگری است که شما را از سایرین متمایز می نماید. حتی اگر برای خرید لوازم تحریر مناسب مجبور هستید یک کیلومتر راه بروید این کار را انجام دهید چراکه ارزشش را دارد.
● آماده باشید
"کیت موفقیت شغلی" به شما کمک می کند که همیشه در دسترس باشید و ارزش بیشتری به شما می بخشد و باعث می شود تا در نظر تمام مشترکین خود محترم تر جلوه کنید.
در این جا باید ذکر کنم که تمام موارد بالا را باید به عنوان ضروریات کار خود در نظر بگیرید و نه به عنوان وسایل حاشیه ای که می توانید توسط آنها تاثیر گذارتر و با نفوذتر جلوه کنید. هر کسی می تواند یک گوشی همراه مدل بالا و خودکار خوبی خریداری کند اما اینکه چگونه می تواند از آنها به درستی استفاده کند تا از آن طریق از پله های نردبان موفقیت شغلی بالا رود، بحث دیگری است.


جالب


Picture of a Donkey
Kicking out one Hind Leg

خدا خر را آفرید و به اوگفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که 
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی 
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر 
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو 
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره 
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی 
کرد و تو یک خر خواهی 
بود. 

خر به خداوند پاسخ داد:
 خداوندا!من می خواهم خر باشم، 
اما پنجاه سال برای خری همچون من 
عمری طولانی است.پس کاری کن فقط 
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی 
خر را برآورده کرد
excited alert puppy wagging
his tail with a bone in his mouth
خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی 
بود و بهترین دوست و وفادارترین 
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که 
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال 
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی 
بود. 

سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا!سی سال زندگی عمری 
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده 
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را 
برآورد... 

Picture of a Cute Little Monkey with Big
<br /> Ears
خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از 
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و 
برای سرگرم کردن دیگران کارهای 
جالب انجام خواهی داد و بیست سال 
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی 
بود. 

میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من 
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند 
آرزوی میمون را برآورده 
کرد. 

و
goofy
looking man with his tongue hanging out wearing a smiley face tie
سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی.تنها 
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره 
زمین.تو می توانی از هوش خودت 
استفاده کنی و سروری همه موجودات 
را برعهده بگیری و بر تمام جهان 
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر 
خواهی کرد. 

انسان گفت:سرورم!گرچه من 
دوست دارم انسان باشم، اما بیست 
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی 
سالی که خر نخواست ، آن پانزده 
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که 
میمون نخواست زندگی کند، به من 
بده. 

و 
خداوند آرزوی انسان را برآورده 
کرد... 

و 
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست 
سال مثل انسان زندگی می 
کند!!! 

و
Picture of a Father Giving his Son a Horse Ride
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال 
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می 
کند ، و مثل خر بار می 
برد

و
frantic dad trying to multi task
and work on the computer and iron at the same time with children causing
chaos
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، 
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در 
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و 
هرچه به او بدهند می 
خورد...!!!
و
Picture of an Angry Old Man
Waving his Cane
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون 
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به 
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند 
مثل میمون نوه هایش را سرگرم 
کند...!!!